على اصغر شميم
472
ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )
نرسيد ، علنا راه مخالفت و دشمنى با رژيم جديد را پيش گرفت . دكتر ملكزاده نوشته است كه يك هفته پيش از كشته شدن اتابك ، هنگامى كه ملك المتكلمين در انجمن دروازهى قزوين ( تهران ) خطابهاى ايراد مىكرد ، در پايان خطابهى خود چنين گفت : « اى كسانى كه از طرف دربار براى خبرچينى و جاسوسى به اينجا آمدهايد ، از قول من به شاه بگوييد ، به جاى اينكه به حرفهاى بىخردانهى اطرافيان خود گوش دهد و به گفتهى ناصحان اجنبى كه جز بدبختى و آشفتگى ما منظورى ندارند توجه نمايد ، خوب است تاريخ نهضت اجتماعى و انقلابات ملل دنيا را مطالعه كنيد و از سرگذشت گذشتگان عبرت بگيرد . به خدايى كه تمام دستگاه آفرينش در تحت قدرت اوست استقلال و ترقى ايران و بقاى سلطنت او جز در تحت لواى مشروطيت و احترام به قانون اساسى ميسر نيست و هر راهى غير از اين پيش بگيرد ، به زوال خود و مملكت ايران منتهى خود شد « 1 » » . همينكه ملك المتكلمين از منبر خطابه پايين آمد ، جوانى صف مردم را شكافته پيش رفت و به ملك گفت : جواب آنچه را كه گفتيد تا يك هفتهى ديگر به شما خواهد رسيد و اين جوان عباس آقا صراف آذربايجانى بود . اتابك به قصد فريب نمايندگان سادهدل و زودباور و تقويت روحى هواداران خود در مجلس ، در يك جلسهى خصوصى شركت جسته بود ، هنگامى كه پيروزمندانه به همراهى بهبهانى از بهارستان بيرون مىآمد ، عباس آقا صراف آذربايجانى به ضرب سه گلوله ششلول او را از پاى درآورد و اتابك يك ربع پس از اصابت گلوله در كالسكهى خود جان سپرد ( 21 رجب 1325 هجرى ) . عباس آقا چون نتوانست از محاصرهى سربازان كه در تعاقب او بودند رهايى يابد ، يك لوله نيز در مغز خود خالى كرد و به زندگى خويش پايان داد . هنگام جستجوى جيبهاى او اين كارت به دست آمد . عباس آقا صراف آذربايجانى عضو انجمن نمرهى 41 فدايى ملت « 2 » » . سربازان دولتى جسد عباس آقا فدايى رشيد و جانباز آزادى را با خفت تمام در چاه انداختند ، اما رهبران مليون و آزاديخواهان ، بهويژه ملك المتكلمين و سليمان خان ميكده و مساوات ، رئيس نظميه ( اجلال السلطنه ) را وادار نمودند كه جنازهى عباس آقا را از چاه بيرون آورده با نظارت آزاديخواهان در قبرستان سر قبر آقا دفن نمايند . علاوه بر آن ، مليون شب هفت ( هفته ) باشكوهى بر مزار عباس آقا برپا و خطباى ملى ، از آن جمله ملك المتكلمين و سيد
--> شادروان ملك المتكلمين گفته بود كه شما جان خود را بر سر اين كار خواهيد گذاشت . ( 1 ) - زندگانى ملك المتكلمين ، نگارش دكتر مهدى ملكزاده ، صفحهى 223 - 224 . ( 2 ) - « تاريخ مشروطهى ايران » ، نگارش احمد كسروى ، ص 447 .